پورتال تفریحی و آموزشی شادکده

http://shadkade.ir/1392/10/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DB%B3-%D8%AC%D9%84%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86/
134 بازدید

قصه کودکانه کاکتوس و جوجه تیغی

قصه کودکانه کاکتوس و جوجه تیغی

قصه برای کودکان ، قصه کودکانه ، قصه کاکتوس و جوجه تیغی ، کتاب قصه کودکان ، قصه برای کودکان ، قصه جوجه تیغی ، جوجه تیغی ، کتاب قصه ، قصه کودکان ، شعر و قصه

118705_127

قصه کودکانه کاکتوس و جوجه تیغی

یک روز سولماز کوچولو و مادرش به بازار رفتند. سر راهشان یک گل فروشی بود. سولماز کوچولو جلوی گل فروشی ایستاد. دست مادر را کشید و گفت: «مامان … مامان… از این گل های خاردار برایم می خری؟»

مادر به گل های پشت شیشه نگاه کرد و گفت: «اینها را می گویی؟ اینها کاکتوسند.»

بعد هم به داخل گل فروشی رفتند و یکی از آن گلدان های کوچولوی کاکتوس را خریدند. مادر گفت: «هفته ای یکی دو بار بیشتر به آن آب نده. خراب می شود.»

آن وقت رفتند، خریدشان را کردند و به خانه برگشتند. سولماز کوچولو خوشحال بود. از گل کاکتوس خیلی خوشش آمده بود. او در خانه یک جوجه تیغی کوچولو هم داشت. جوجه تیغی سولماز را دید که گلدان کوچولوی کاکتوس را به خانه آورد و گوشه اتاقش توی یک نعلبکی گذاشت. بعد هم با یک استکان به آن آب داد. جوجه تیغی کوچولو با تعجب به گل کاکتوس نگاه می کرد. او نمی دانست که آن یک گل است. با خود گفت: «چه جوجه تیغی مسخره ای! چطوری آب می خورد!»دو روز گذشت. جوجه تیغی کوچولو گفت: «باید بروم نزدیک، شاید بتوانیم با هم دوست شویم. فکر می کنم خیلی خجالتی است!»

بعد هم یواش یواش به گل کاکتوس نزدیک شد. جلوی آن ایستاد و گفت: «سلام… من تیغی هستم. تو اسمت چیست؟»ولی هیچ جوابی نشنید.

جوجه تیغی کوچولو باز هم با کاکتوس حرف زد؛ ولی هر چه می گفت، بی فایده بود. جوابی در کار نبود. بالاخره جوجه تیغی عصبانی شد، جلو رفت، دستش را به کاکتوس زد و گفت: «با تو هستم… چرا جواب نمی دهی؟»

ولی ناگهان فریادش بلند شد؛ چرا که تیغ های نوک تیز کاکتوس توی پنجه های کوچولویش فرو رفته بود.

جوجه تیغی کوچولو آخ و واخ کنان گفت: «تو دیگر چه جور جوجه تیغی ای هستی؟ چقدر بد جنسی!»

سولماز از دور دید که جوجه تیغی کوچولو دستش را به کاکتوس زد و دردش گرفت. تیغی کوچولو با کاکتوس قهر کرده بود و خودش را مثل یک توپ، گرد کرده بود.

سولماز جلو رفت و گفت: «ناراحت نشو جوجه تیغی کوچولو… قهر نکن… این یک گل است. اسمش هم کاکتوس است. فقط گلی است که مثل تو تیغ دارد. تو با یک گل قهر می کنی ؟»

جوجه تیغی کوچولو دوباره مثل اول شد. سولماز خندید و جوجه تیغی کوچولو با خود گفت: «هر گلی می خواهد باشد. هر جوری هم که می خواهد، آب بخورد؛ ولی من دیگر فقط از دور نگاهش می کنم.»و راهش را کشید و رفت.

منبع:۳۶۵ قصه برای شبهای سا

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

فرستادن دیدگاه


تازه ترین ها

دانلود کتاب آموزش انواع شبه قالی و پادری فانتزی

دانلود کتاب آموزش انواع شبه قالی و پادری فانتزی

شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۶

شبه قالی نوع جدیدی از فرش است که در انواع طرح ها اعم از پادری ، فرش اتاق کودک ، فرش اتاق پذیرایی و …[...]

طرز تهیه سالاد تایلندی مرغ

طرز تهیه سالاد تایلندی مرغ

شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۶

ابتدا برنج را طبخ می‌کنیم و کنار می‌گذاریم تا سرد شود. کره بادام زمینی، سرکه، روغن، سس سویا، شکر، زن[...]

طرز تهیه نان کرپ

طرز تهیه نان کرپ

شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۶

کرپ در حقیقت نوعی نان نازک است که در تابه کوچک روی حرارت ملایم تهیه می شود و مواد مختلفی از قبیل گوش[...]

دانلود کتاب آموزش تعمیرات مبتدی موبایل

دانلود کتاب آموزش تعمیرات مبتدی موبایل

شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۶

در کتاب آموزش تعمیرات موبایل مبتدی نوشته مهدی سنجه ونلی و آبروش، اطلاعات کلی و تخصصی دباره‌ی تعمیرات[...]

طرز تهیه کیک موزی

طرز تهیه کیک موزی

شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۶

به نظر من یه کیک خونگی و خوشمزه همیشه جزء بهترین گزینه ها واسه دور همی های دوستانه و عصرونه هست. مخص[...]

روز اول مدرسه

روز اول مدرسه

شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۶

بعضي از بچه‌هاي كوچك‌تر ممكن است روز اول مدرسه اندكي عصبي باشند يا حتي بترسند. در مواجه شدن با كلي چ[...]

شخصیت شناسی از روی بستنی مورد علاقه تان

شخصیت شناسی از روی بستنی مورد علاقه تان

شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۶

بستنی مورد علاقه تان شخصیتتان را برملا می کند‎ از آنجایی که این روزها از فرم ابرو گرفته تا خط ص[...]

تست روانشناسی حیوانات

تست روانشناسی حیوانات

شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۶

این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد. جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر [...]

دسته‌ها